X
تبلیغات
معماری

معماری
 

به نام آن که چشمی داد برای دیدن زیبایی ها، گوشی داد برای شنیدن خوبی ها، قلبی داد برای محبت ها...

........................

سه چیز مهم !

 

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم, قلم, قسم

 

سه چیز را پاک نگهدار: جسم, لباس, خیال

 

از سه چیز خود را نگهدار: افسوس, فریاد, نفرین کردن

 

سه چیزرا بکار بگیر : عقل, همت, صبر

 

اما سه چیز را آلوده نکن : قلب, زبان, چشم

 

سه چیز را هیچگاه و هیچوقت فراموش نکن: خدا, مرگ, دوست خوب

............................................................................................................................

اعتراف های تکان دهنده طنز (آخر خنده)

اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای …
گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
گفت پدرم فوت کرده
گفتم تسلیت میگم

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده

œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم

………………………………………………………………………………………………………………

مطلب برای دوستان خوبم...

گناهی که شیطان را هم ناراحت می کند!

به گزارش گروه خبر بروزترین ها تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

تهمت آثار شومى هم براى تهمت زننده و هم براى تهمت زده شده به بار مى آورد که مى توان آن ها را در دو عنوان ذیل جاى داد:

۱ – پیامد تهمت بر بعد معنوى انسان

در روایتى از امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این باره آمده است :

اذا اتهم المۆ من اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فى الماء(۱).

آن گاه که مۆ من به برادر مۆ منش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب مى شود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب مى شود.

همان طور که از این روایت بر مى آید، تهمت موجب از بین رفتن ایمان مۆ من مى شود.

در توضیح این مطلب باید گفت که بسیارى از اعمال انسان بر ایمان او تاثیر مى گذارد. همچنین درباره این اعمال ، دو حالت “انجام ” و “ترک” وجود دارد که هر دو حالت ، در بعد ایمانى او موثر است . ترک واجبات از سویى و انجام گناهان از سوى دیگر، ایمان انسان را ضعیف مى کند. “ترک واجب”و “انجام حرام ” را مى توان دو گونه از کفر عملى به شمار آورد که “انجام حرام ” شامل “تهمت ” هم مى شود و ضعف و نابودى ایمان را در پى دارد.

۲ – پیامد تهمت بر روابط انسانى

تهمت مایه نابودى حریم برادرى و روابط انسانى میان افراد جامعه بشرى است و جو عدم اعتماد و ترس از اطمینان را فراهم مى سازد:

امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:

من اتهم اخاه فى دینه فلا حرمه بینهما(۲).

کسى که برادر دینى اش را متهم کند [= به او تهمت بزند]، بینشان حرمتى وجود ندارد.

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند
منظور از کلمه “فى دینه ” در جمله من اتهم اخاه فى دینه چه تهمت زدن به”برادر ایمانى” باشد، به این صورت که کلمه “فى دینه”را صفتى براى کلمه “اخاه” بدانیم و چه متهم کردن او در امور دینى باشد، تفاوتى در ثمره زشت تهمت پدید نمى آید؛ چرا که دین الاهى مانند ریسمانى است که همه به آن چنگ مى زنند و در اثر توسل به آن با هم رابطه برادرى ایمانى برقرار مى کنند که این پیوند از پیوند نسبى و سببى بسیار محکم تر است . با تهمت زدن به برادر یا خواهر دینى ، این رابطه محکم قطع مى شود.

انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد.

با بررسى این مساءله در جامعه ، مشاهده مى شود که افرادى براى رسیدن به اهدافى شیطانى مى کوشند دیگران را مورد “تهمت” و “بهتان”قرار دهند؛ ولى در نهایت امر، به ذلت و بیچارگى کشیده خواهند شد.

موضع ابلیس در برابر تهمت و بهتان

تهمت و بهتان به اندازه اى زشت و زننده است که حتى شیطان هم از انجام دهنده آن دو بیزارى مى جوید. شیطان از رفتارهاى زشت و اعمال خلاف استقبال مى کند؛ ولى برخى از رفتارهاى ناروا آن قدر زشت و پلیدند که شیطان هم آن ها را تاءیید نمى کند. یکى از این اعمال ، نابود کردن وجهه افراد در جامعه ، و ریختن آبروى آن ها به وسیله بهتان یا نعمت است .

امام جعفر صادق (علیه السلام ) در این زمینه مى فرماید:

من روى على مۆ من روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایه الشیطان ، فلا یقبله الشیطان (۳).

اگر کسى سخنى را بر ضد مۆ منى نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از محور دوستى خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ (ولى) شیطان هم او را نمى پذیرد.

انسان عاقل و متدینى که به مبدا و معاد اعتقاد دارد، هیچ گاه به دیگرى تهمت نمى زند. حتى اگر انسانى دین نداشته باشد، سرشت انسانى اش به او اجازه این کار را نمى دهد، مگر آن که از فطرت پاک انسانى به خوى حیوانى گرویده باشد

راه هاى درمان تهمت

پاک ساختن زبان از آفت تهمت ، با کوششى مداوم میسر خواهد بود.

درمان این بیمارى را باید با اندیشه و دقت در پیامدهاى زشت و نازیباى آن آغاز کرد؛ سپس به یادآورى مستمر آن ها پرداخت که : «فان الذکرى تنفع المومنین» (۴)

یادآورى پیامدهاى تهمت ، تنفر و انزجار قلبى انسان از این رفتار زشت و پلید را در پى خواهد داشت و بدیهى است که تمام حرکات درونى و برونى انسان ، بر پایه “دوست داشتن ” و “نفرت ورزیدن” انجام مى گیرد؛ از این رو مى باید در صدد ایجاد و تقویت حالت انزجار از تهمت بر آمد تا بتوان به سوى ترک آن گام برداشت . همچنین باید به ارزش و عظمت آبروى دیگران اندیشید تا به سادگى به سمت تخریب آن گام برداشت .

دین مبین اسلام ، آبرو و حرمت مۆ من را بزرگ تر از کعبه و حتى قرآن (۵) دانسته است و با آگاهى از چنین ارزشى ، هیچ کس نباید به خود اجازه دهد به حریم آبروى دیگران تجاوز کند. تقویت حسن ظن و حمل رفتار دیگران بر وجه نیکو، راه دیگرى براى درمان این بیمارى نابود کننده است .

منبع : کتاب اخلاق الهى ، جلد چهارم ، آفات زبان استاد آیت الله مجتبى تهرانى (ره)

.........................................................................................................

دوستان معمارم سلام {احوالات...}

موزه هنر میلواکی:

مکان : میلواکی ، ویسکانس آمریکا

تاریخ ساخت : از سال 1994 تا سال 2001

سقف موزه : طول 149 متر و عرض 43 متر

حداکثر ارتفاع : 3/11 متر

این موزه از برجسته ترین آثار معماری سانتیاگو کالاتراوا محسوب می شود که ترکیبی است از آثار متنوع وی در نقاط مختلف جهان ، در این اثر هم سقفهای مواج دیده می شود، هم پلی معلق و زیبا و هم نورپردازی های خلاقانه .در مجموع ،این اثر وی نیز در زمره آثار برتر در سال 2001 قرار گرفت .و در روز افتتاحیه 32000 نفر به بازدید آن شتافتند.

رابرت گرین استریت یکی از اعضا کمیته 21 نفری معماران برگزیده انتخاب کننده معمار طرح ضمیمه موزه در سال 1994ضمن برگزیدن کالاترتوا در میان معماران مطرح جهان اظهار داشت :  من کاملا مطمئن هستم که شهروندان از خلق این اثر فوق العاده معماری هیجان زده شده اند و این مهر تائیدی بر گزینش صحیح ما در انتخاب معمار بزرگ ، سانتیاگو کالاتراوا است.

طراحي ورودي موزه ميلواكي به عنوان اولين كار كالاتراوا در آمريكا محسوب مي شود اين اثر كه به نوعي شباهت فراوان به قايقي در كنار درياچه دارد كه مرغي بزرگ نيز روي آن نشسته باشد، بي شك يكي از كاملترين طراحي هاي كالاتراوا محسوب مي شود.

در حقيقت اين طرح به عنوان يك ورودي براي بخش قديمي موزه كه توسط سارينن (طراح فرودگاه ‏T.W.A. ) طراحي شده بود، نقش فراواني در احياي دوباره اين موزه ايفا كرده است و كم كم به عنوان نمادي براي شهر ميلواكي محسوب مي گردد.

اين ساختمان به عنوان بهترين طراحي سال 2001 از سوي نشريه تايم برگزيده شد.ساختمان تشكيل شده از پل- پاويون مركزي- تراس جنوبي- و نمايشگاه با پلان مستطيلي در قسمت شمالي موزه است.

طرح کالاتراوا که تقریبا در زمین فرو رفته و اولین اثر وی در آمریکا می باشد،شامل دو بخش اصلی است ، ورودی وسالن چند منظوره عظیمی که سقفی متحرک داردو فضای نمایشگاهی به طول 134 و عرض 37 متر که در انتها به ساختمان قدیمی موزه متصل می گردد.سازه این نمایشگاه از تکرار فرمی طبیعی و ارگانیک شکل می گیردکه موجب پدید آمدن ریتمی زیبا در سالن شده است.تمامی اجزا شکل دهنده سالن نظیر عناصر ساز ه ای ،دیوارها و کف ،همچون نماهای خارجی به رنگ سفید می باشند که این امر موجب تقویت ریتم و اغراق در ابعاد سالن شده است. این سالن شامل یک گالری کشیده و سالن آمفی تئاتر 300 نفره در مرکز مستطیل و دو گالری خطی و طویل در دو سمت می باشد که همچون بسیاری از آثار کالاتراوا، استفاده هنرمندانه از نور طبیعی در این دو سالن نیز مشاهده می شود.

      

ورودی اصلی مجموعه هم اکنون از ساختمان الحاقی ممکن می باشدکه خود بوسیله پلی زیبا و کابلی به یکی از راستاهای تجاری شهر متصل می شود.سالن چند منظوره که از نوری مناسب بهره می برد به شکل سهمی و با سقفی به ارتفاع تقریبی 30 متر می باشد و بر فراز آن صفحه خورشیدی پرنده مانندی شامل 72 پرک استیل جهت کنترل دما و نور،مانند بال زدن پرندگان حول یک محور بالا و پائین می رود . همچنین از سمت دریاچه نیز این بنا بهقایقی عظیم و سفید رنگ شبیه است که در ساحل دریاچه میشیگان پهلو گرفته است و تراس آن همچون عرشه این قایق دید به دریاچه را ممکن می سازد.

 

به امید شادی وپیروزی همه دوستان خوبم..................Sorayya011@yahoo.com

[ شنبه 1391/12/05 ] [ 10:5 AM ] [ ثریا ]

به عشق آنکه عشق را آفرید...

...
.
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
.................................
تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد
.................................
و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟
.............................................
تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟
................................................
تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
....................................................
تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟
..................................................
تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…
..................................................
تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!
.................................................
ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟
..................................................
نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!
.....................................................
تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟
................................................................
نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟
..............................................................
جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوان

لطیفه امروز...

آیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!

فک کنم رفتن لب مرز به هم فحش دادن برگشتن..

 

دل نوشته....

از دوستانم خواهش میکنم با کسی هم صحبت بشید که لایق باشه . دوستی را انتخاب کنید که اگربا مشکلی برخوردید اگرنتونست در حلش کمک کنه حداقل یک همراه خوب یا یک شنونده خوبی باشه... نه دوستی که تا به شما نیاز داره دردسترس باشه کارش که تموم میشه سخت بشه پیداش کرد- باش صحبت کرد و... تاکاربعدیش... لیاقت هردوست در سختی های تو مشخص میشه... وهمچنین لیاقت توبرای دوستت در مشکلات اون در ترازو گذاشته میشه...

من که در این امر... نمیدوم... برای شما آرزوی دوستان ارزشمند دارم.

.............به امید پیروزی...........

 

دوستی که مطلب می خواستی......

رعایت این نکات شما راخوش صحبت می کنه...

شاید شما هم با دیدن عنوان این مطلب بگویید یک حرف زدن ساده که دیگر این حرف ها را ندارد اما اگر بدانید که در خیلی از کشورها برای آموختن همین ۱۰ اصل گفت و گو انجمن دارند و کارگاه می گذارند و آن را با فرمت های مختلف، به کوچک و بزرگ یاد می دهند چه؟

اگر بدانید پشت این مهارت ها، ایده های بزرگ فلسفی است که می شود با آن ساعت ها پز روشنفکری داد چه؟ اگر بدانید خیلی از موفقیت های ریز و درشت تحصیلی و کاری و خانوادگی تان به همین مهارت داشتن در گفت و گو بستگی دارد چه؟ اگر پشت بسیاری از دلخوری هایتان از دیگران رعایت نکردن یک یا چند تا از این ۱۰ مهارت باشد چه؟

۱- جانبداری

طرف نظر خودتو را بگیر!

شاید با دیدن مهارت های دیگر این سوء تفاهم پیش بیاید که گفت و گو یعنی اینکه انسان خود را با آنچه دیگری می گوید، وفق دهد و از نظرات خود صرف نظر کند اما تسلیم و دنباله روی با روح گفت و گو منافات دارد.

برای همین اینکه بتوانیم از نظر خودمان دفاع کنیم، خودش یک بخش از گفت و گوست. اگر ما ریشه های حرفی که می زنیم را بشناسیم، راحت می توانیم از حرف خودمان دفاع کنیم. یادتان باشد صداقت اینجا هم شرط است. اینکه ما بگوییم چه تردیدهایی داریم و اینکه از دیگران برای تکمیل نظرمان کمک بگیریم هم بخشی از جانبداری ما از نظر خودمان است.

۲- موضع یادگیرنده

دانش آموز باشید نه استاد!

«نه، صبر کن»، «نه اینجوری نیس، بذار من بگم». احتمالا شما هم در گفت و گوهایتان از این جمله ها زیاد شنیده اید یا برعکس، زیاد آنها را به کار برده اید. راستش خیلی تقصیری ندارید. ما جوری بار آمده ایم که دلمان می خواهد بیشتر در نقش یک عالم همه چیزدان در گفت و گوها ظاهر شویم تا یک مشتاق به دانستن. فکر می کنیم که ما بهتر بلدیم، بهتر می دانیم و ودر پاسخ به صحبت دیگری اولین حرفی که به نظرمان می رسد، این است که بگوییم «نه» و حرف خودمان را بزنیم.

اما گفت و گو وقتی ثمربخش است و باعث پیشرفت و ثبات ارتباط ما با هم می شود که بپذیریم همه چیز را نمی دانیم. ما باید بپذیریم که ممکن است در مورد موضوعی که ما فکر می کنیم به آن مسلطیم، دیگری حرف تازه ای بزند که برای خود ما هم جالب است. یادتان باشد که برداشت ما فقط بخشی از واقعیت است. اولین مهارت گفت و گو همین است؛ اینکه ما در گفت و گو به جای «استاد سخنران همه چیزدان» خودمان را به جای «دانش آموز مشتاق یادگیری» بگذاریم؛ چیزی که متخصصان گفت و گو به آن می گویند: «موضع یادگیرنده.»

۳- گشودگی ذهن

مخت را تکان بده

در گفت و گو به عنوان شنونده باید بتوانیم این احساس را به طرف مقابل بدهیم که به او اعتماد داریم تا بتواند ذهن باز داشته باشد! اینطوری به واسطه اعتمادی که به او می کنیم، ذهن خودمان هم برای دریافت حرف هایش باز می شود. به زبان آدمیزاد اینکه حاضر باشید با ایده های تازه آشنا شویدو موقتا از دیدگاه های شخصی خودتان دست بکشید، یعنی اینکه ذهنتان در مقابل دیگران باز است.

گشودگی ذهن چیزی بیش از یک خصوصیت فردی است، نوعی شیوه ارتباطی با دیگران است. اگر در شروع یک رابطه حتی یکی از طرفین بتواند با گشودگی ذهن در مقابل دیگری رفتار کند خوب است ولی در ادامه برای پیشرفت یک رابطه و گفت و گوی موفق باید هر دو طرف برای عمل به چنین رفتاری تلاش کنند.

۴- به تعلیق درآوردن فرضیات

پیش فرضتو خط بزن!

در زندگی روزمره کمتر متوجه می شویم که عینک خاصی را به چشم زده ایم که ادراک و برداشت های ما را با قاطعیت شکل می دهد و آنها را محدود می کند، زیرا این نوع برداشت در طول زندگی و از دوران کودکی در خون و گوشت ما نفوذ کرده است. ارزیابی های سریع و جهت گیری های فوری در زندگی، احساس امنیت به وجود می آورند. تنها در صورتی که بفهمیم به چه میزانی وابسته به آنها هستیم، قادر خواهیم بود در آنها تجدید نظر کنیم و الگوهای قدیمی و تله های فکری را کنار بگذاریم. ما دائم با محیط در ارتباط هستیم و همیشه در حال ارزش گذاری و قضاوت. مثلا این بهتر است یا آن؟ کدام یک بزرگتر است؟ کدام زیباتر است؟ چه چیز خطرناکتر است؟ چه کسی سریع تر یا کندتر است؟ تاثیر من چگونه است؟ بدین ترتیب با ردیفی از ارزیابی های روزانه به سر می بریم.

آگاهانه یا ناآگاهانه درباره داده های بی شماری تصمیم می گیریم، انتخاب می کنیم. واقعیت را آنطور که مناسب می دانیم، می سازیم و متوجه نمی شویم که اینها ساختارهای خودمان است. تصمیمات و اعمالمان به وسیله ارزیابی ها وتصورهای خاص ما از جهان که روی واقعیات عینی پرده افکنده اند تعیین و اجرا می شوند. به وسیله گفت و گو می توان این عکس العمل های ناخودآگاه، اتوماتیک و زنجیروار را که در اثر الگوهای ذهنی به وجود آمده اند، شکست.

برچسب ها هم قضاوت ذهنی هستند. خیلی وقت ها ما با برچسب زدن به همدیگر پیشداوری می کنیم و از همانزاویه با فرددیگر برخورد می کنیم. در این صورت توانایی ها و خصوصیات دیگر او نادیده گرفته می شود و حتی آن ویژگی ها در فرد تعطیل می شود. در صورتی که هر انسانی بالقوه دارای خصوصیات بی شماری است که در شرایط مناسب می تواند شکوفا شود. پیش فرض های خودتان را بشناسید و آنها را موقع گفت و گو کنار بگذارید.

۵- از دل سخن گفتن

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!

این دیگر خیلی سخت است. اینکه ما حرف واقعی خودمان را بزنیم، بدون آنکه آن را در لفافه طعنه و تظاهر بپیچیم. یک رابطه ساده اما عمیق، دقیقا از همین اصل از دل سخن گفتن سرچشمه می گیرد. «نکند این حرفی که می زنم او را ناراحت کند» مهمترین باوری است که مانع از دل سخن گفتن ما می شود. یک ور پیچیده تر از دل سخن نگفتن، این است که ما فقط برای جلب توجه دیگران حرف بزنیم، نه برای زدن حرف خودمان. اینکه از دلمان حرف بزنیم، به همین خاطر باعث گزیده گویی می شود.

۶- گوش دادن

شنیدن از سودای جان

«چند بار باید یه حرفی رو به تو بزنم؟»، «چرا وقتی حرف می زنم حواست به من نیس؟»، «اون که همیشه فقط منتظره حرف خودش رو بزنه، عجیب نیس حرف تو را نشنیده»، «ببخشید دوباره می گی چی گفتی، اصلا حواسم به تو نبود»، «من که دیگه چیز برای تو تعریف نمی کنم»، «من اصلا نشنیدم تو داشتی حرف می زدی». حتما شما هم در مکالمه هایتان از این قبیل جمله ها درباره کسانی که درست به حرف طرف مقابل گوش نمی دهند استفاده کرده اید. فرق شنیدن با گوش دادن این است که شنیدن فقط یک عمل فیزیولوژیک است اما در گوش دادن، ما حرف طرف مقابل را ادراک می کنیم. بیشتر وقت ها، ما موقع گوش دادن، توجه و حضور ذهن کافی نداریم.

حضورمان بیشتر فیزیکی است. انگار داریم حرف های طرف مقابل را دنبال می کنیم ولی در واقع به چیزهای دیگر فکر می کنیم. نشان دادن اینکه داریم گوش می دهیم (با تکان دادن سر مثلا)، اینکه حرف های دیگران را قطع نکنیم، اینکه ادامه حرف هایش را خودمان نزنیم، اینکه هر جا را نفهمیدیم سوال کنیم. اینکه بین شنیدن و گفتن حرفمان فاصله باشد هم در واقع تکنیک های عملی گوش دادن هستند.

۷- ناظر خویش بودن

به خودت نگاه کن!

«بر خویشتن خویش ناظر بودن» آخرین مهارتی است که برای ایجاد گفت و گوی بالنده به آن می پردازیم. این مهارت را می توان مجموع همه مهارت های دیگر دانست. برای عملی کردن این مهارت به آگاهی مدام نیاز داریم. آگاه بودن به خودو آنچه که انجام می دهیم، درست همان موقع که در یک گفت و گو شرکت می کنیم و از آرا و نظرات خود حرف می زنیم یا از دیگری در مورد عقایدش سوال می کنیم و حتی وقتی در سکوت به حرف های دیگران گوش می دهیم، باید سعی کنیم که به آنچه انجام می دهیم دقت داشته باشیم.

گویا خود را از خود جدا می کنیم و از بالا به خود نگاه می کنیم. بر خویشتن خویش ناظر بودن مثل این است که در لحظه ای که در یک ارتباط قرار می گیریم، به خاطر داشته باشیم که در مورد هر موضوعی که با دیگران ارتباط برقرار می کنیم، همه چیز را نمی دانیم و موضع یادگیرندگی داریم و اینکه به خود یادآوری می کنیم که به دیگری احترام کامل بگذاریم، زیرا ذات انسانی قابل احترام است و ذهن خود را باز می گذاریم تا نظرات دیگران را بی قضاوت های آنی گوش کنیم و آمادگی دریافت نظرات جدید را داریم.

همچنین به خود یادآوری می کنیم که باید صداقت داشت و از دل سخن گفت و هنگام گوش دادن با تمرکز به آنچه دیگری می گوید گوش فرا دهیم، نیز به خودیادآوری می کنیم که یک گفت و گوی موفق بدون شتاب پیش می رود و همیشه فرضیات قبلی ما تمام و کمال درست نیست و نمی توان براساس داشته های قبلی همه اتفاقات و حرف ها را تفسیر کرد.

وقتی بر خویش ناظریم، به یاد داریم که به شکل سازنده ای از نظرات خود دفاع کنیم و برای روشن بودن حرف هایمان ریشه های فکریمان را درباره آن موضوع بیان کنیم و برای رسیدن به درک متقابل از احوالات و نقطه نظرات دیگران جویا بشویم.

۸- احترام کامل

این علامت مخصوص گفت و گوست!

دومین مهارت گفت و گو «رعایت احترام کامل» است. احترام به دیگری به معنای آن است که دیگری را آنگونه که هست، به رسمیت بشناسیم و حتی بتوانیم موقتا خود را به جای او فرض کنیم و تصور کنیم که اگر در شرایط مشابه او بودیم، شاید همان خصوصیات را می داشتیم و همانطور فکر و عمل می کردیم. ممکن است آنچه را که سایرین می گویند یا فکر می کنند دوست نداشته باشیم اما نمی توانیم مشروعیت آنها را به عنوان یک انسان انکار کنیم. یک میزگرد نماد مناسبی برای گفت و گوی محترمانه است زیرا گردی میز می گوید کسی در این مجلس بالاتر از کس دیگری نیست اما برای ایجاد برابری مورد نیاز انجام گفت و گو به چیزی بیش از یک ابزار مثل میز گرد نیاز داریم؛ چیزی مثل داشتن نگرش برابر نسبت به انسان ها.

۹- جویندگی

سوال کن!

طرح یک سوال ساده و صادقانه موقع گفت و گو، بسیار تاثیر خوبی بر طرف مقابل دارد. پرسیدن سوال هم علاقه ما به طرف مقابل را نشان می دهد و هم کمک می کند خودمان بفهمیم طرف دارد چه می گوید. متخصصان گفت و گو به این مهارت می گویند«جویایی یا جویندگی».

یادتان باشد جویندگی، اگر دقیق اجرا نشود، ممکن است این تصور را در دیگران ایجاد کند که داریم در کارشان دخالت می کنیم. ضمنا یادتان باشد به بهانه جویندگی به دنبال سردرآوردن از شرایط زندگی و افکار دیگران نباشیم.

۱۰- عجله نکردن

شتاب سنج داشته باش!

آقایان! خانم ها! و مخصوصا شما آقایان! گاهی طرف مقابل فقط حرف می زند که حرفش را زده باشد. بعضی وقت ها فرصت بدهید که دیگران حرف بزنند و شما فقط گوش دهید، نگاه کنید و بگذارید طرف مقابل بداند که شما فقط می خواهید گوش دهید، بدون هیچ عجله ای برای دیکته کردن راه حل هایی که شتابزده به ذهنتان می رسد. بعضی وقت ها عین کلاس اولی ها می خواهیم جواب هایمان را قبل از اینکه صورت مساله را متوجه شده باشیم، از حفظ و به ترتیب بگوییم. عجله نکنید و به صورت مساله گوش کنید.

امید وارم به کارت بیاد عزیزم.......

 

بریم سراغ دوستان معمارم....{سلام.........}

رمز و راز های جالب و نهفته در معماری سنتی ایران

هنرمندانی که خلاقانه و به طرز شگفت انگیزی از چندین هزار سال قبل تا کنون همواره خالقان آثار بی‌نظیری بوده‌اند که توانسته چشم جهانیان را خیره کند و باستان شناسان و گردشگران بسیاری را روانه ایران کند.

باید در نظر در داشت که صنایع دستی و هنر سنتی ایران تنها ظرفی سفالین و تکه‌ای گلیم و جام قلمزنی شده نیست بلکه معماری سنتی ایران نیز از هنرهای سنتی کشور به شمار می‌رود که به دست صنعتگران شاید هزاران سال قبل رقم زده شده است.

هنرمندانی که تمامی دل مشغولی‌ها، دغدغه‌ها، زیبایی‌ها، جنگ‌ها، فتوحات، مناجات با خدا و … را در آثار خود متجلی ساخته‌اند.

این هنرها نه تنها از منظر زیبایی مورد توجه هستند، از نظر زنده نگاه‌داشتن بسیاری از سنت‌ها، آداب و رسوم و فرهنگ‌ها نیز در طول تاریخ موثر بوده‌اند.

قدمت، ملاک ارزشمندی بناهای تاریخی نیست

یک کارشناس صنایع دستی می‌گوید: معماری هنر شکل دادن به فضا بر اساس آرمان‌ها و نیازمندی‌های انسان است.

«سارا اکبری» تأکید می‌کند: معماری همواره در هر دوره و در هر منطقه ویژگی‌های خاص خود را به مثابه یک پدیده فرهنگی بازتاب می‌دهد و معماری هرگز از عوامل تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ و رسوم جامعه در عصرهای مختلف جدا نبوده است.

به اعتقاد وی معماری سنتی ایران قادر به پاسخگویی به نیازهای زیستی، فردی و اجتماعی مردم متناسب با آداب و سنن زندگی و فرهنگ آنان بوده است.

وی می‌گوید: هماهنگی با طبیعت و محیط و بهره‌گیری از امکان‌های ذاتی موجود در محل، ( تکیه بر مصالح بومی) سنن هر یک از ولایات، حفظ رابطه منطقی، وحدت میان مصالح و طرح بنا از مهمترین خصوصیات معماری ایرانی است.

این کارشناس صنایع دستی با اشاره به باور غلط افراد در خصوص این که ارزش آثار تاریخی بیشتر به قدمت آن‌ها مربوط می‌شود، ادامه می‌دهد: آثار معماری دوره‌های مختلف ایران، گوشه‌هایی از جزییات زندگی، اعتقادات، پایبندی به الگوی اخلاقی و زیستی، اسلوب‌های بومی و محلی و مهارت فنی و هنری ایرانیان را بازگو می‌کند.

وی تأکید می‌کند: همچنین گوهر معماری ایرانی را منطق ریاضی و عرفان تشکیل می‌دهد به حدی که در متون کهن ایرانی از معمار به عنوان «الحاسب» و «المهندس» نامبرده می‌شود.

معماری ایرانی در سه مقیاس قابل تقسیم است که بافت‌های شهری و روستایی، مجموعه‌های معماری و تک‌بناها این مقیاس‌ها را تشکیل می‌دهد.

تزئینات وابسته به معماری سنتی، بناهای تاریخی ایران را پرآوازه کرد

یک کارشناس ارشد رشته معماری در این خصوص می‌گوید: از میان شهرها و روستاهای ایران، تعدادی از آن‌ها با داشتن بافت و ساختار ویژه، آثار و بناهای ویژه ارزشمند و سابقه تاریخی صاحب نام و آوازه‌ هستند به طوری که می‌توان به شهرهای اصفهان و شیراز و روستاهای ماسوله، ابیانه و کندوان در این زمینه اشاره کرد.

به اعتقاد «سجاد هاشمیان» مجموعه‌های معماری از تعدادی بناهای گوناگون با عملکرد مناسب و مکمل یکدیگر تشکیل شده که در کنار هم و در قالب یک ساختار بزرگ ساخته شده‌اند، و به دلایل مذهبی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و یا سیاسی شکل گرفته‌اند.

وی تأکید می‌کند: از بین مجموعه‌های معماری «بازار» مهمترین بخش اجتماعی و کالبدی شکل‌دهنده در بافت‌های تاریخی است و در واقع محلی است که با داشتن مهمترین و اصلی‌ترین بناهای شهر و فضاهای تولید و تجارت؛ عمده‌ترین فعالیت‌های فردی و اجتماعی، امور اقتصادی، سیاسی، تولیدی، تجاری، تبادلات فرهنگی، آموزشی، فعالیت‌های هنری و صنعتی را در خود جای داده است.

وی در ارتباط با تک‌بناها می‌گوید: طرح و شکل بناها اعم از بناهای خصوصی نظیر کاخ‌ها و بناهای مسکونی، بناهای عمومی دینی و غیردینی همچون مساجد، مدارس دینی، حسینیه‌ها، زیارتگاه، کاروانسراها، حمام، قهوه‌خانه‌ها، آب‌انبار، پل‌ها، قنات‌ها و … جملگی پیرو سبک‌های رایج زمان خود و در ادامه و تکامل شیوه‌های مرسوم گذشته و متناسب ویژگی‌های فعلی، موقعیت‌ جغرافیایی و اجتماعی شکل گرفته‌اند.

تزئینات معماری تنها برای زیباسازی نیست

برخی از منتقدان ایرانی در این زمینه بر این باورند که طرح زینت‌گری در معماری ایرانی بر همه ملاحظات دیگر غلبه دارد اما رابطه‌ شکل و فرم بنا و تزئینات به گونه‌ای است که فن و اصول ساختمان قربانی تزئینات نشده است و تزئینات نیز صرفا برای زیباسازی نبوده است.

معماران ایرانی به اصل پرهیز از بیهودگی سخت پایبند بوده‌اند و همواره با توجه به جنبه‌های زیبایی و تزئینی نمای بنا در ادوار مختلف تاریخ سعی کردند استحکام، پایداری و استواری بنا را القاء کنند و به تزیین صرفا به دیده‌ی یک پوشش الحاقی ننگرند.

در ایران در دوران آرامش و امنیت و قدرت؛ بناها با تفکر و تامل و در جریان نوسانات شدید، سریع و شتابزده ساخته می‌شده است.

چون فرصتی برای بررسی و تنوع در اختیار معماران نبوده بر این اساس با مصالح فراوان و قابل دسترس بناها شکل گرفته و تزئین‌های الحاقی را پس از ساختن بنا به وجود می‌آورده به بنا می‌افزودند.

آرایش معماری ایرانی سه مضمون اساسی دارد که نمادهای گیاهی و دیگر پدیده‌های طبیعی (که از روزگاران پیش از تاریخ نشانه باروری و فراوانی بوده‌اند)، طرح‌های هندسی (شامل ساده‌ترین طرح‌ها تا پیچیده‌ترین طرح‌ها) و خطاطی (از دوران اسلامی به بعد) این ۳ مضمون را تشکیل می‌دهند.

آجرکاری، کاشی‌کاری، گچبری، حجاری، شیشه و آئینه‌کاری، درودگری و هنرهای چوبی، هنرهای فلزی، نقاشی و پارچه این کاربری‌ها را شامل می‌شود.

رواج تزئینات معماری سنتی ایران در کشورهای عربی

یک کارشناس ارشد صنایع دستی در خصوص شرایط کنونی تزئینات معماری در کشور می‌گوید: تزئینات وابسته به معماری ایران امروزه در بسیاری از کشورهای عربی مورد استقبال قرار می‌گیرد حال آن که کاربرد این نوع تزئینات در معماری داخلی کمرنگ شده است.

محبوبه توکلی معتقد است که در حوزه استفاده از چوب در تزئینات معماری کاربری‌ها در مقایسه با گذشته بسیار کاهش یافته و بخشی از رشته‌های صنایع دستی مرتبط با چوب که در تزئینات معماری کاربرد دارد، رو به فراموشی می‌رود.

وی با بیان این که نسل جوان چندان تمایلی به یادگیری تزئینات وابسته به معماری سنتی ندارند، ادامه می‌دهد: امروزه از این هنرها تنها در مرمت آثار و بناهای تاریخی و اماکن مذهبی استفاده می‌شود.

این کارشناس ارشد صنایع دستی بر کاربردهای المان‌های صنایع دستی در طرح توسعه ساختمان‌ها، فضاهای اداری و دانشگاه‌ها تأکید می‌کند و یادآور می‌شود: تزئینات وابسته به معماری سنتی حتی می‌تواند زینت بخش ایستگاه‌های مترو شود.

وی خاطرنشان می‌کند: نباید اجازه داد که معماری سنتی که بخشی از هویت اصیل و اسلامی ما را در دل خود جای داده، منسوخ شود.

به امید پیروزی ....

ایمیلم..................................................................Sorayya011@yahoo.com

[ دوشنبه 1391/11/23 ] [ 4:48 PM ] [ ثریا ]

به نام آشنای الله آغاز می کنم ......

 

.......نکته......

.

هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ كه یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتن

!!!

لطیفه امروز

بی خاصیت
.
.
.
نفهم
.
.
.
انگل
.
.
.
بدتركیب
.
.
.
سوسك
.
.
.
مثل اینكه بهت فحش میدم لذت میبری و صفا می كنی كه هی میای پایین

шшшшшшш

الهی.........

خدایا خسته ام! خدایا مگه نگفتی " فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان " خدایا مگه نگفتی " ادعونی استجب لکم " خدایا منم گفتم " امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء " خدیا مگه نگفتی " و توکل علی الله و کفی بالله وکیلا " خدایا منم گفتم " حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم " خدایا شماره دفعاتی که اینجوری دلم شکسته و اومدم به درگاهت از دستم خارج شده! خدایا کی می رسه؟ نوبت من کی می رسه؟ کی درو به روم باز می کنی؟ ای کاش قدرت داشتم و میفهمیدم! می فهمیدم که میخوای امتحانم کنی! یا صلاحم میدونی! یا حکمتته! یا انقد گناهکارم که حالا حالا ها باید در بزنم! یا شاید اگه درو به روم باز کنی ، من برم و خودمو گم کنم و دیگه پیدام نشه! خدایا من که خودمو اینجوری نمی بینم ولی تو بهتر میدونی! خدایا تویی که از من و پنهان من خبر داری ، ببین چند ساله دارم در می زنم؟ خدایا تو صابرین رو بشارت دادی و دوستشون داری! پس کمکم کن که صبور باشم! خدایا تو متوکلین رو دوست داری پس کمکم کن که توکل کننده واقعی باشم و کم نیارم! مهربونترینم منو از شر آنچه طاقتشو ندارم در امان نگه دار

الهی آمین.

..

.

دوتا دوستی که داستان آموزنده می خواستند......

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ، ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉﻛﺮﺩ: ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ! ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟! ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:ﺁﺧﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﻫﻤﻴﻦ؟!ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲﻏﻤﻲ ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ ........

قضاوت با شماست.........

 

دوست معمارم که درمورد معماری اسلامی مطلب می خواست.......

 

اصول معماری اسلامی از قرآن سرچشمه گرفته است

 

معماری اسلامی برگرفته از زبان قرآن است و عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره‌گيری از روح معنويت نشان می‌دهد. اين امر به گونه‌ای است كه اعتقاد به توحيد و ايمان به تعاليم اسلام به عنوان انديشه زيبايی‌شناسی دين اسلام در معماری اسلامی تجلی می‌يابد.

مؤلفه‌های به جا مانده از پيش از ظهور اسلام نشان می‌دهد از زمانی كه انسان هنر را شناخت يعنی از هزاران سال پيش به طراحی رنگی از حيواناتی كه منقرض شدند به منظور نشان دادن واقعيتها و مهارتهای خود بر روی ديوارها پرداخت . در واقع هنر پيش از زبان و ادبيات در زندگی انسان وسيله‌ای برای برقراری ارتباط او به شمار می‌رفت .

هنگامی كه تمدن پا به عرصه وجود گذاشت، خيزشی جدی در ارائه مهارت‌های موجود ايجاد شد كه اينك در كشورهای اسلامی و غيراسلامی بخوبی قابل رؤيت است كه برخی از آنها به هزاره هفتم قبل از ميلاد مسيح (ع) بازمی‌گردد.

اما آنچه كه بيشتر از ديگر هنرها توجه انسان را به خود معطوف داشت، معماری و هنرهای تجسمی بود كه انسان بر روی اشيا يا ساختمان‌هايی كه می‌ساخت از هنر خود بهره‌مند می‌شد و آن را به نمايش می‌گذاشت. معماری هنری بود كه به غير از تنوعات رنگی، هويت و فرهنگ را نشان می‌داد؛ به گونه‌ای كه تجلی معماری در تصاوير يا كنده‌كاری‌ها به‌خوبی نمايان است. در قصرهای ساخته شده در زمان امويان كنده‌كاری‌های رنگی و غيررنگی با عكس‌های قديمی بسياری داشت. دست‌نوشته‌ها، ظروف و يا اثاثيه‌هايی كه به علت تنوعات رنگی و نوع كار بر روی آنها از اهميت به‌سزايی برخوردارند، نشانگر ارتباط و علاقه انسان با هنر است.

بنابراين بايد ميان معماری و هنر معماری تفاوت قائل شد كه دو مفهوم كاملا مجزا هستند. در معماری منظور ساخت و ساز در راستای انجام وظيفه اجتماعی و خدمت‌رسانی است. مانند ساختن اماكن مسكونی، عبادتی و يا تحصيلی. اما در هنر معماری تأكيد بر استفاده از شاهكارهای هنری و دستاوردهای تزئنيی بر روی ديوارها، سقف، ستون‌ها، پنجره‌ها و درهاست و حتی باغ‌ها و حوض‌ها نيز به گونه ای با هنر معماری تركيب می شوند تا تأثيرگذاری بنا بر بيننده بيشتر شود.

هنر معماری اسلامی به واسطه وجود معماران زبردست كه فعاليت‌های ابداعی انجام می‌دادند با رعايت يكسری اصول خاص بسط و گسترش يافت كه اين هنر بر درايت و نوع نگاه دينی شخص صحه می‌گذاشت؛ در واقع اين نوع معماری بر نظرات، تجارب و ابتكاراتی متكی بود كه معمار از آن بهره می‌گرفت. اين مسئله منجر به تنوع در معماری اسلامی شد و با توجه به اينكه اين معماری از زبان قرآن نشأت می گرفت، عمق و غنای تمدن اسلام را با بهره‌گيری از روح معنويت نشان می داد.

با وجود تفاوت ميان معماری و هنر معماری، معماری اسلامی دارای شاخصه های متفاوتی می شود كه آن را از سبك و سياقهای ديگر بناها جدا می سازد. اين مؤلفه ها شامل هندسه علمی و هنرهای ابداعی بر گرفته از انديشه های معنوی شخص می‌شود. ابداعی كه معمار از آن بهره مند می شد، شيوه ای است كه در هنر معماری پيش از اين سابقه نداشته است و اين به علت ويژگيهای دينی در انديشه زيبايی شناسی اسلام است كه در هنر معماری اسلامی متجلی شده است.

ارتباط معماری با دين اسلام نشانه اعتقاد به توحيد، ايمان و عمل به آموزه ها و تعاليم دين اسلام است. انديشه توحيدی مبنی بر اعتقاد به خدای واحد سبكی بود كه در اكثر هنرهای اسلامی به عنوان موضوعی بكر به كار می رفت. معماری اسلامی هنری بود كه نه تنها در اماكن دينی چون مساجد مورد استفاده قرار می گرفت، بلكه از آن در مدارس، ضريح‌ها و قصرها و حتی خانه‌ها و حمام‌ها نيز بهره گرفته می‌شد.

مقياس‌های رياضيات و هندسه در معماری اسلامی بسيار مورد توجه بود. دورانی كه معماری اسلامی در اوج رشد و شكوفايی خود بود، ارتباط معنوی شايسته ای با نيازهای انسان، شرايط زندگی و اجتماعی زمان خود برقرار می‌كرد. بنابراين می‌توان گفت كه معماری اسلامی با روح تمدن اسلام تطبيق داشت.

هويت معماری اسلامی در همه جهان با وجود تنوعات زبانی و تمدنی يكسان است و اين تنوعات از چين تا اقيانوس اطلس با وجود تعددات فرهنگها ديده می شود. اگر چه روميها و ديگر اقوام نيز دارای معماری بودند، اما معماری اسلامی ويژگی خاص خود را داشت. از ديگر ويژگيهای هنر معماری اسلامی تزئينات است كه مسجد النبی به عنوان اولين بنای اسلامی دارای معماری اسلامی دارای اين ويژگی بوده است. اگر چه در زمان نبی اكرم (ص) سقف آن از شاخه‌های نخل بود و با اتكا به عناصر تزئينی ساخته نشد، اما در زمان وليد بن عبدالملك معماری اسلام با استفاده از موزايی‌كهايی با رنگ‌های بسيار زيبا و متنوع معنوی در آن به كار رفت.

در هنر معماری اسلامی بيشتر از آيات قرآن به عنوان برجسته‌ترين ابداعات هنر اسلامی مورد استفاده قرار می گرفت كه نوشته‌هايی از آيات قرآن بر روی سقف‌ها، ديوارها و يا ستون‌ها استفاده و به شكل خاص تزئين می‌شد. از برجسته‌ترين و قديمی‌ترين خطوط زيبايی كه با هنر معماری اسلامی تزئين شده داخل قبه الصخره است كه آيات قرآن با خط كوفی نوشته و با موزاييك تزئين شده است.

وحدت و تنوع در معماری اسلامی شايد از برجسته‌ترين ويژگی‌های آن باشد. اين وحدت عامل اساسی توسعه و تكوين هويت معماری اسلامی و تأسيسات دينی به شمار می رود. به طوری كه شيوه‌های معماری اسلامی در هر يك از كشورهای اسلامی متفاوت بوده است، اما وحدت در آنها به خوبی مشاهده می شود. حتی در ساختمان‌های دينی كه در پاريس، لندن، مونيخ و ديگر شهرهای اروپايی به شيوه معماری اسلامی ساخته می شد، هويت اسلامی كاملا مشخص است و نشان می دهد كه اسلام در اروپا اشاعه يافته و مسلمانان به ويژه معماران اسلامی بيشترين نقش را در ارائه تمدن و هويت اسلامی داشتند.

اما نكته مهم و قابل توجه اين است كه ديگر تمدن‌ها هنر و معماری اسلامی را به عاريت گرفته‌اند، اما اگر چه تلاش‌هايی می‌كنند تا هنر معماری اسلامی را در نظام خود درآورند، اما هنرهای اسلامی اعم از معماری، خط و تزئينات اسلامی بر اقتدار و ابداع مسلمانان تكيه دارد كه ما نمونه‌ای از اين تزئينات و هنرهای معماری را در اصفهان، بغداد، دمشق، قاهره، قيروان می‌بينيم كه به ۱۵ قرن پيش به زمان تاريخ تمدن اسلام بازمی‌گردد و انتساب آن به هيچ حاكم و دولتی امكان‌پذير نيست

امیدوارم به کارت بخوره .....

ایمیلم..............................................................................Sorayya011@yahoo.com

[ شنبه 1391/11/21 ] [ 10:40 AM ] [ ثریا ]

به نام اوکه آفرید برای  محبت کردن........

!!!

اگر کسی به تو لبخند نمیزند ، علت را در لبان بسته خود جستجو کن……..

! !!

اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد....

.....

...

.

بچه ها لال شوید
بی ادبها ساکت
سخت آشفته و حیران بودم
به خودم می گفتم
بچه ها تنبل و بداخلاقند
دست کم می گیرند درس و مشق خود را
باید امروز یکی را بزنم
و نخندم اصلا
تا بترسند و از من حسابی ببرند
خط کشی اوردم در هوا چرخاندم
چشمها در پی چوب تنبیه هر طرف می چرخید
مشق ها بگذارید جلو زود معطل نکیند
اولی کامل بود خوب
دومی بد خط بود
بر سرش داد زدم
سومی می لرزید خوب گیر اوردم
صید در دام افتاد و به چنگ امد زود
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف ان طرف نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟
بله اقا اینجا
هم چنان می لرزید
پاک تنبل شده ای بچه بد
به خدا دفتر من گم شده آقا
همه شاهد هستند ما نوشتیم آقا
باز کن دستت را
خط کشم بالا رفت
خواستم به کف دستش بزنم
او تقلایی کرد چوب پایین آمد
گوشه صورت او قرمز بود
هق هقی کرد و سپس ساکت شد
هم چنان می لرزید مثل شمعی آرام
بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله در کنارم خم شد
زیر یک میز کنار دیوار
دفتری پیدا شد
گفت آقا ایناهاش دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم خوش خط و عالی بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
صبح فردا دیدم که حسن با پدرش با یکی مرد دگر
سوی من می آیند
خجل و شرمنده دل نگران منتظر بودم
تا که حرفی بزند
شکوه ای یا گله ای
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه آنها بودم
پدرش بعد سلام گفت
لطفی بکنید و حسن را بسپارید به ما
گفتمش چی شده آقا رحمان؟
گفت این خنگ خدا وقتی از مدرسه بر می گشته
به زمین افتاده
بچه سر به هوا یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته زیر ابرو و کنار چشمش
متورم شده و درد سختی دارد
می بریمش دکتر با اجازه اقا
چشمم افتاد در چشم کودک
غرق اندوه و تاثر گشتم
من شرمنده معلم بودم
لیکن این کودک خرد و کوچک
این چنین درس بزرگی داد بی کتاب و دفتر
من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت آنچه من از سر خشم بر سرش  آوردم
عیب کار از خود من بود و نمی دانستم
من از آن روز معلم شده ام
بعد از آن هم دیگر
در کلاس درسم
نه کسی بداخلاق
نه کسی تنبل بود
همه ساکت بودند
تا حدود امکان درس هم می خواندند
او به من یاد آورد این کلام مولا
که به هنگام خشم
نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی
یا چرا اصلا من عصبانی باشم
با محبت شاید
گرهی بگشاید
با خشونت هرگز
با خشونت هرگز

................................................................................

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین             خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا      ؟

..............................................................................

شاید با محبت  کردن بتوان مشکلی را حل کرد ، اما..................

مطمئن باشید با خشم  و نفرت  علاوه بر اینکه مشکلی را حل نمیکنید شاید به آن اضافه کنید!!!!!!!

...........................................................

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی ،   لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد..!

....................................

به دريا شكوه بردم از شب دشت،

وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت،

به هر موجي كه می گفتم غم خويش؛

سري ميزد به سنگ و باز مي گشت

........... به امید حل مشکلها...........

 

 

 

[ پنجشنبه 1391/11/19 ] [ 10:42 AM ] [ ثریا ]

با یادش آغاز میکنم

………………………………

 

اول کارمی گم دوستان اگه چیزی خواستید بگید تا بزارم داخل وبلاگم

 ایمیلم: Sorayya011@yahoo.com

 

لطیفه امروز

 

يه بار نزديكي هاي ونك تو يه ترافيك بدجور گير كرده بودم يهو انداختم تو يه كوچه فرعي و گازش رو گرفتم

ملت هم خيال كردن من بلدم مثل اسب راه افتادن دنبال من!

يكم اينور اونور پيچيدم آخر خوردم به بن بست خيلي ريلكس ماشين رو تهه كوچه پارك كردم !!!

رفتم نشستم يجا تا نيم ساعت بعد اون ماشينها داشتن سر و ته ميكردن كه ازكوچه در بيان !!!

اصن یه وضی

 

 

چه بگوییم، چه نگوییم!

 

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می‌گذارند. احساسها بر افکار وکلمه ها مؤثرند. اندیشه‌ها بر کلمه‌ها و احساسها تاثیر می‌گذارند.

 

بگوییم :  از اینکه وقت خود را در اختیار  من گذاشتید متشکرم.

نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم.

 

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود.

نگوییم : گرفتارم.

 

بگوییم : راست می‌گی؟ راستی؟

نگوییم : دروغ نگو.

 

بگوییم :  خدا  سلامتی بده.

نگوییم :  خدا بد نده.

 

بگوییم : هدیه برای شما.

نگوییم :  قابل ندارد.

 

بگوییم : با تجربه شده.

نگوییم :  شکست خورده.

 

بگوییم: قشنگ نیست.

نگوییم : زشت است.

 

بگوییم: خوب هستم.

نگوییم: بد نیست.

 

بگوییم : مناسب من نیست.

نگوییم : به درد من نمی‌خورد.

 

بگوییم : با این کار چه لذتی می‌بری؟

نگوییم : چرا اذیت می‌کنی؟

 

بگوییم : شاد و پر انرژی باشید.

نگوییم : خسته نباشید.

 

بگوییم: من.

نگوییم: اینجانب.

 

بگوییم: دوست ندارم.

نگوییم: متنفرم.

بگوییم: آسان نیست.

نگوییم: دشوار است.

 

 بگوییم : بفرمایید.

نگوییم : در خدمت هستم.

 

بگوییم : خیلی راحت نبود.

نگوییم : جانم به لبم رسید.

 

بگوییم : مسئله را خودم حل می‌کنم.

نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد.

 

به امید دیدنش صلوات

[ دوشنبه 1391/11/16 ] [ 0:9 AM ] [ ثریا ]

به نام او که آفرید برای آفریدن

دل نوشته........

شاید بپرسید چرا می نویسم ویا چرا می گویم......

دوست دارم آن چه که می دانم ومی توانم، بگویم ویاد دهم تا دیگران هم بدانند وهم بتوانند......

شاید روزی مشکل  کسی با این نوشته ها وگفته ها حل شود......

به امید حل مشکل ها...

.................

نشود خوش دلم از نامه وپیغام کسی

توسن سرکش طبعم نشود رام کسی

آن که دربند تعلق نبود خاطر ماست

که نه در بند کسی است ونه در دام کسی

..................................

.........................

ما از آن پاک دلانیم که زکس کینه نداریم

یک شهر پر از دشمن ویک دوست نداریم

واما نظر شما عزیزان......

......می گویم تا ارتباط برقرار کنم ، مشکلها را حل کنم .

می نویسم تا فراموش نکنم وبا خود وخدای خود عهدم را محکم تر کنم.

......میگویم چون باید بگویم.

می نویسم برای دلتنگیم.

.......اگر ننویسم ویا نگویم دق می کنم.

مینویسم تا ماندگار شود... ویادآورم باشد.

شاید نتوانم بگویم پس می نویسم.

...... به هنگام تولد اجبار است وبعد از آن هم عادت بدون هیچ علتی.

.…. به علت این که چیزی برای گفتن دارم ونیاز به آن دارم.

چیزی برای نوشتن دارم ویک نیازاست.

دل نوشته خود را بگذارید.....

به امید بهترین زندگی ها

[ جمعه 1391/11/13 ] [ 8:51 PM ] [ ثریا ]

باتوکل به او آغاز میکنم

................

اول کارمی گم دوستان اگه چیزی خواستید بگید تا بزارم داخل وبلاگم  

ایمیلم Sorayya011@yahoo.com

اینم پیامهای عاشقانه وعارفانه

 

یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب ..... ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را . . .
………….
یه جهان قاصدک ناز به راحت باشد / بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد
خداوند شب و روز تمام لحظات / پشت و پناه تو عزیزم باشد . . .
…………………
آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم
می نمیخواهم بیا ساقی تماشایت کنم
بی قرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن
کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . . .
………..
دوستت دارم
این تعارف نیست
زندگی من است . . .
…………..
از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم “خوابم می‌‌آید”
می‌گویم “یـــــــارم می‌‌آید” وعده ی ما همان رویای‌ همیشگی . . .
…………….
بر لبم کس خنده ای هرگز مدید الا مگر
در میان گریه بر احوال خود خندیده ام . . .
………………
اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست
بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست
دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم
ولی برای دل من مزار هم خوبست . . .
………………
بی وفا!!
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را..

ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد . . .

…………..
بنویسید به دیوار سکوت
عشق سرمایه هرانسان است
بنشانید به لب
حرف قشنگ
حرف بد وسوسه شیطان است
وبدانید که فردا دیر است
اگر غصه بیاید امروز
تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید رهی را ا کنون
تا ابد سوی صداقت برود
و بکارید به هر خانه گلی
که فقط بوی محبت بدهد
………….
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو / باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود / این لحظه ها عزیزترین یادگار تو
اه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی / تا به لب تو بسپرم، جان به لب رسیده را . . .
………………
یه بغل گل های لاله ، سبدی پر از ستاره
می فرستم واسه دوستم ، که دلش مثل بهاره . . .
……………….
دلم را مبتلایت کرده بودم
خودم را خاک پایت کرده بودم
ندانستم بی وفا هستی وگرنه
همان اول رهایت کرده بودم !
………………..
ترا در طبیعت بکر چون یاس
و در افکارم از احساس
در انزوای تنهایی بی حد
ترا در شبانه ی لبخند
تا صبح دور
و به اندازه ی یک جرعه خدا
دوستت می دارم
………………
ای ثانیه ها مرا تب آلود کنید / سرتاسر خانه را پر از عود کنید
چشمان حسود کور ، عاشق شده ام / اسفند برای دل من دود کنید . . .
…………………..
بزرگ راهای مهندسی ساز
ما را به هم نمی رسانند
عشق با قوانین بیگانه است
از بیراهه ها بیا
برای دیدن کسی که
عمریست دوستت دارد!!!
…………………………
در نبودت شعر گل ماتم شود / قامت یاس و اقاقی خم شود
روح من هر دم تو را خواند ولی / در حضورت آتش جان کم شود . . .
…………………………..
تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی
که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی . . .
………………………..
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود . . .
…………………………….
قلبم گرفت عزیزم از بس که بی وفایی
تنگ غروب گم شد الماس آشنایی
خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم
یک لحظه باورم شد که من چقدر نفهمم !
………………………..
روز روشن میره باز شب میرسه
غم میاد به هر دری سر میزنه
مگه میشه چشامو هم بزارم
وقتی غم قلبمو خنجر میزنه . . .
……………………………
من آن ابرم که می خواهد ببارد / دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت / نمی داند کجا سر می گذارد . . .
…………………………..
دلم را پیش خود پابند کردی / ولی گفتی تو یک دنیای دردی
غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی . . .


به امید الله

[ یکشنبه 1391/11/08 ] [ 11:45 PM ] [ ثریا ]

به توکل نام اعظمت بسم الله

............................

اول کارمی گم دوستان اگه چیزی خواستید، بگید تا بزارم داخل وبلاگم  

ایمیلم Sorayya011@yahoo.com

 

اسـرار موفقیـت در زنـدگی ...

 

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با 1 نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چندنفر مشاوره داشته باش

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم

 

یاعلی تا بعد

[ یکشنبه 1391/11/08 ] [ 11:40 PM ] [ ثریا ]

به یاد اوسلام

ایـن دیـوانگیـست ...

که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم

این دیوانگیست ...

که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است

این دیوانگیست ...

که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است

این دیوانگیست ...

که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم.

و به یاد داشته باشیم که همیشه

شانس های دیگری هم هستند

دوستی های دیگری هم هستند

عشق های دیگری هم هستند

نیروهای دیگری هم هستند

و افق های بهتری هم هستند

تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم

و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم ...

.....................................................................................................................

 

..................................................................................................................

اگر مجرد هستید و قصد ازدواج دارید احتمالا تا به حال به مفهوم زندگی مشترك زیاد فكر كرده‌اید. نمی‌توان بدون هیچ تصوری وارد یك زندگی جدید شد، این تصور هم در انتخاب شما تاثیر دارد و هم می‌تواند بعد از ازدواج شكل‌دهنده رفتارهای شما باشد.

اگر این تصور اشتباه باشد، می‌تواند در آینده عامل ایجاد مشكلات متعددی شود یا حتی عامل سرخوردگی‌تان شود چون انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای پیدا می‌كنید كه قرار نیست در زندگی تامین شوند. اصلاح باورها می‌تواند كمك فراوانی هم به شما و هم به همسر آینده‌تان بكند چون شالوده و پایه زندگی‌تان را اصولی بنیان می‌گذارید. اما چگونه می‌توان دانست

چه مقدار از باورهایتان درست است و چقدر توهمات و انتظارات غیرواقع‌بینانه؟ كار خیلی راحتی نیست اما ما می‌خواهیم به شما كمك كنیم. آزمون زیر به شما كمك می‌كند كه دریابید اعتقادات و باورهای بنیادی‌تان در رابطه با یك ارتباط عمیق و ریشه‌دار چیست؟

هنگام پاسخ دادن به این سؤالات، اولین فكری را كه به ذهنتان می‌رسد، درنظر بگیرید و براساس آن به سؤالات پاسخ دهید.

به‌نظر شما، بهترین شیوه برای اینكه اطمینان پیدا كنید طرف مقابلتان كاملا برازنده و مناسب حال شماست، چیست؟

الف) خواسته‌ها و سلایق‌تان در زندگی كاملاً مثل هم باشد.

ب) در این ارتباط، همیشه شاد و راضی باشید و هیچ اختلاف و مشكلی بین شما وجود نداشته باشد.

ج) به اتفاق هم با مشكلات مواجه شوید و مبارزه كنید و روزبه‌روز بیشتر به یكدیگر نزدیك شوید.

د) والدین و خانواده‌تان او را تایید كنند.

به‌نظر شما، زوج‌ها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشكلات و مسائل مهم زندگی مشترك‌شان را حل و برطرف كنند؟

الف) ابتدا مشخص كنند كه چه كسی در اشتباه است و حق با كدام طرف است.

ب) حتی درصورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام با یكدیگر صحبت و تبادل‌نظر كنند.

ج) مشكلات را به حال خود رها كنند و منتظر بمانند تا اوضاع خودبه‌خود بهبود یابد.

د) تمام حواس خود را روی آن متمركز كنند و با دل و جان به حرف‌ها و پیشنهادهای یكدیگر گوش دهند.

در زندگی مشترك، ممكن است تفاوت‌ها، اختلاف‌نظرها و مشكلاتی قدعلم كنند، اینها:

الف) نمایانگر این حقیقت هستند كه لازم است تغییر و تحولی در همسرتان به‌وجود آید.

ب) دلایلی هستند كه باعث می‌شوند گذشت و سازش خود را به یكدیگر نشان دهید و برای بهبود ارتباط‌تان بیشتر بكوشید.

ج) علائم هشداردهنده‌ای هستند كه ثابت می‌كنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.

د) نشانه‌هایی هستند كه به ما می‌گویند زمان آن فرا رسیده است كه چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شكوفایی برسیم.

زوج‌هایی كه همیشه رضایت‌خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی‌شان را با یكدیگر تقسیم می‌كنند با زوج‌هایی كه مدام ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌كنند، تفاوت دارند. به‌نظر شما تفاوت آنها در چیست؟

الف) گروه اول هرگز عصبانی نمی‌شوند، جروبحث به راه نمی‌اندازند و سعی می‌كنند همیشه آرامش و خونسردی خود را حفظ كنند.

ب) گروه اول هیچگاه وضع را از آنچه هست، بدتر نمی‌كنند.

ج) گروه اول مسائل و مشكلات كمتری دارند، در نتیجه بیشتر از زندگی خود لذت می‌برند.

د) زوج‌های گروه اول، برای حل مسائل و مشكلات موجود، از ابزارها، شگردها و راهكارهای مدبرانه‌تری استفاده می‌كنند.

سوال - الف ب ج د

1 - 3 2 4 1

2 - 3 2 1 4

3 - 2 3 1 4

4 - 2 3 1 4

امتیاز بین 13 تا 16 ایثارگر اما لجوج

شما از روحیه‌ای ایثارگرانه برخوردارید، ولی در عین حال مایلید همسرتان نیز به‌موقع شما را درك كند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممكن است هنگام رویارویی با مشكلات ابتدا خود را ببازید اما خیلی زود به‌خود می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو سروسامان می‌دهید.

متاسفانه هنگام پذیرفتن اشتباهات، كمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌كنید، اما احتمالا با كمی تأمل، راهكارهای مناسبی می‌یابید و می‌توانید بر مشكلات پیروز شوید.

امتیاز بین 9 تا 12 خودرای و عجول

شما سرسخت و خودرای هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه‌دار و عمیق خود به‌شدت اصرار می‌ورزید و مایلید همان‌ها را در زندگی مشترك‌تان نیز اعمال كنید.

این به شرطی خوب است كه ابتدا بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و پس از گذشت چند سال از زندگی مشترك‌تان و شناخت هرچه بیشتر یكدیگر، با همفكری با او آنها را به كار گیرید.

تاسفانه هنگام رویارویی با مشكلات، به سرعت دست و پایتان را گم می‌كنید و قادر نیستید بدون كمك فكری دیگران، مسائل را حل و فصل كنید. بهتر است كمی صبورانه‌تر با مسائل برخورد كنید.

امتیاز بین 4 تا 8 تاثیرپذیر و خودخواه

ابتدا به این سؤال پاسخ دهید، آیا معنا و مفهوم زندگی مشترك را به درستی درك كرده‌اید؟ چنانچه پاسختان به این سؤال منفی است (كه حتما باتوجه به امتیازات‌تان همین‌طور است) قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، باید به زندگی مشترك آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطراف‌تان دقیق شوید و راهكارهای مدبرانه آنها را فراگیرید. متاسفانه از قدرت تصمیم‌گیری بالایی برخوردار نیستید

و حرف‌های دیگران به سرعت و سهولت روی شما اثر می‌گذارد، بدون اینكه پیرامون آنها بیندیشید. این را بدانید، زندگی مشترك همانند خیابان دوطرفه‌ای است كه باید حق و حقوق طرفین در آن به‌طور یكسان و مساوی رعایت شود وگرنه مشكلات و موانعی سر راهتان قد علم می‌كند كه حل و فصل آنها غیرممكن می‌‌‌شود.

بیشتر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود هستند که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و رفتارهای خود را شكل می‌دهند و اگر مخالفت یا لجبازی پیش بیاید آگاهانه نیست. البته باید گفت متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست

كه باعث رشد می‌شود و زن و مرد را برای یكدیگر دوست‌داشتنی می‌كند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست. طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.


[ یکشنبه 1391/11/08 ] [ 0:30 AM ] [ ثریا ]

خلیج فارس(دریای پارس)   

خلیج فارس در امتداد دریای عمان ودر میان شبه جزیره عربستان وایران قرار دارد. مساحت آن 233000کیلو متر مربع است که از شرق واز طریق تنگه هرمز ودریای عمان به اقیانوس هند ودریای عرب راه دارد واز غرب به دلتای رودخانه اروند رود که حاصل پیوند دو رودخانه دجله وفرات است ختم می شود . کشور های ایران، عراق، عمان، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر وبحرین در مجاورت خلیج فارس قرار دارند.

منطقه خلیج فارس از جمله مناطق جغرافیایی نادر جهان با اهمیت وموقعیت ویژه استراتژیک وژئو پولیتیک است که از قدیمی ترین دورانهای تاریخ بشری تا کنون پیوسته مورد توجه شدید اقوام ودولت های همجوار وغیرهمجوارآن بوده است. بنابر این خلیج فارس همیشه در معرض رقابت جویی هاوکشاکش های سیاسی- نظامی به منظور سلطه واداره آن بوده است.

کتیبه ها نشان می دهدفینیقی ها اولین اقوام تاجرپیشینه ی دنیا دردر خلیج فارس بوده اندبعد از آنان تجارت منطقه به دست بابلی ها وسپس ایرانی ها افتادوپس از سلطه ی اعراب بر ایرانیان تجارت منطقه به دست مسلمانان افتادواز آن زمان خلیج فارس به مهم ترین راه ارتباطی تبدیل شداین وضعیت تازمان کشف دماغه امیدنیک ادامه داشت وهمین امرباعث تحول اساسی در امر سیاست، تاریخ واقتصادخلیج فارس داشت وپس از آن کشف چاه های نفت واستخراج آن که این امراهمیت وموقعیت خلیج فارس راافزون تر وحساس ترکردوباعث رقابت هرچه بیشترقدرتهای بزرگ وقت شد.

 

پرتغالی ها

پس ازکشف دماغه امیدنیک توسط واسکو دوگاماوبازگاشت به پرتغال درسال 1499وارائه گزارشش به پادشاه پرتغال(دون مانوئل) یک ناوگان نظامی قدرتمند رادرسال1506به اقیانوس هندوخلیج فارس فرستادبرای کنترل کامل تجارت بین آسیا واروپا بود. این کشف زمینه مناسبی برای مستعمرات پرتغالی در مشرق زمین وهندوستان وایران فراهم آوردوهمچنین اعتبارزیادی برای این دولت به همراه داشت. آنها ابتداجزیره سوکوترارا غارت وتسخرکردندوبعد ازآن قوریات یا(کوریات)وسپس بندر مسقط وبعد از آن صحاروخورفکان رابه تسخیرخود درآوردندوسپس جزیره هرمز که مهمترین مرکز تجارت خلیج فارس بودرا به زیر سلطه کشیدوآنهارا تابع خود کرددردراین زمان شاه اسماعیل صفوی پادشاه ایران بود.این ها همه به دست آلبوکرک که فرماندهی کل نیروهای نظامی رابه دست داشت اتفاق افتاد.در همین زمان جزیره هرمزیکی ازمراکز عمده نظامی وفرماندهی پرتغالی هادرمنطقه تبدیل شد.بعد از درگیری های که بین شاه اسماعیل وتوران شاه با پرتغال ها بود آنها دوباره طعم شکست را چشیدندوپرتغال ها دوباره پرچم خود را بر آنجا برافراشتندودرفوریه1515بود که این اتفاق افتادوچون ایران به جنگ باعثمانی ها درگیربودنمی توانست همزمان با دوجبهه قوی از لحاظ تجهیزات نظامی روبه روشودبه همین علت توافق نامه ای بین آنها امضاشدوبه این نحو حاکمیت آنهابرهرمزبه رسمت شناخته شد.پرتغالی ها در قرن 16نفوذوقدرت بسیاری درخلیج فارس داشتنددراین زمان بودکه آلبوکرک براثر سیاه سرفه درگذشت اما قبل از فوتش برادرزاده خود(برو)رابه فرماندهی رساند. در اواخر مین قرن قدرت پرتغالی ها روبه افول رفت ودر زمان شاه عباس که یکی از اهدافش مبارزه با پرتغال ها بود به علت این که ضد منافع ایرانی بودند به همین علت شروع به فعالیت کرد ابتدا به جزیره بحرین رفتندد به فرماندهی الله وردی خان وآن را آزاد کرد وبعد از آن تصرف گمبرون توسط امام قلی فرزند الله وردی خان انجام شدوبعد به ترتیب جزیره قشم ،راس الخیمه وبعداز آن با یک مبارزه مشترک نیروهای ایرانی وانگلیسی توانستدتنگه هرمز را پس گیرند.پس از جنگ یاد شده اعتبار تجاری – اقتصادی جزیره هرمزبه شدت کاهش یافت وبندر عباس جانشین آن شد.یک سال بعد درجنگ بین انگلیسی ها وپرتغالی ها وشکست پرتغالی ها تمامی قدرت ونفوذ آنان درمنطقه خلیج فارس پس از نزدیک به یک قرن ونیم به پایان رسید.

عثمانی ها

ظهورسلسله عثمانی وسیطره آن بر بیشتر سرزمینهای آسیا واروپایکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ منطقه وجهان است.امپراتوری عثمانی،وسیع ترین وبادوام ترین حکومتی است کهدر دوره اسلامی به وسیله ترک زبانان تشکیل شد.مرکز اصلی آن آسیای صغیربوده که به تدریج قدرت ووسعت پیدا کرد. تاریخ دولت عثمانی از آغاز تا پایان (1299-1922)که درسالهای 1403-1566 به دوران تاسیس ورشد مجددواوج قدرت عثمانی ختم می شود.

تحرکات عثمانی ها در خلیج فارس       

فعالیت ترکان عثمانی برای نفوذ وتسلط بر خلیج فارس از ربع دوم قرن شانزدم به بعد آغاز شد.که در این زمان رقابتی بین عثمانی ها وپرتغالی ها در گرفت وپس از این که جنگ بین عثمانی ها وهاپسبورگ با امضای قرار داد صلح به پایان یافت سلطان سلیم فرصت مناسبی برای جنگ با صفویان که بزرگترین رقیب مذهبی ووسیاسی خود در منطقه بود.آنهادر1534تبریز وبعد بغدادوسایر نواحی عراق را تصرف کردندوبعد از مدتی منطقه جنوب وجنوب شرقی عراق از جمله بندر مهم بصره را در سال 1538م/945ق فتح کردندوتا خلیج فارس پیشرفتند.عثمانی ها به دنبال حملات گذشته خودمجددادر سال 1553به ایران حمله کردند که تا سال 1555به طول انجامید واولین قرارداد صلح عثمانی ها با ایران در29مه1555/934ق در شهر اماسیه به امضارسیدکه بر اساس آن ایران از ادعای مالکیت خود بر عراق وبندر بصره چشم پوشی کرد.درسال 1950قرار داد صلح دیگری بین ایران وعثمانی به امضا رسید.در این مدت عثمانی ها وپرتغالی ها همچنان باهم در جنگ بودند وهمچنین درهمین سالها شاه عباس اول بحرین وسپس شهر بغداد را به تصرف خود درآورد.در ادامه این درگیری هاآخرین معاهده قطعی صلح بین ایران وعثمانی به امضارسیدکه هیچ یک از دو طرف به خواسته های کامل خود نرسیدند درهمین قرار داد عراق از تصرف ایران درامدکه یکی از مهم ترین راه دسترسی عثمانی ها به خلیج فارس بود.در زمانی که بصره در تصرف ایران بودمرکز تجارت خلیج فارس باسایر نقاط منطقه وماوراءمنطقه از بصره صورت میگرفت اما بعد از فوت کریم خان زند برادرش ادعای جانشینی کرد وبصره را ترک کرد که همزمان عثمانی هاآنجارامجددا تصرف درآوردندومرکزیت تجارت به کویت منتقل شد.

عثمانی ها،تجارت برده وانگلیسی ها

یکی از مسائل حاد سالهای اولیه قرن نوزدهم،دزدی دریای وتجارت برده در خلیج فارس بودکه دولتهای منطقه را با مشکلات زیادی روبه رو کرد در این میان انگلیسی ها کوشیدند تا ازبا استاده از این موقعیت وفشار بر دولتهای منطقه قدرت خود را در خلیج فارس تحکیم بخشدوعاقبت در سال 1820به این هدف رسید.در این زمان رقابت دودولت عثمانی وانگلستان بر سر نفوذ هرچه بیشتر بر خلیج فارس تشدید یافت وعملا شروع به مقابله کردند.عثمانی ها در روند تجارت برده بسیار دست داشته که با جنگی که بین عثمانی ها وانگلیسی ها رخ داد که در سال 1880قرار دادی به امضا رسید که ورود وخروج برده درمنطقه های عثمانی ممنوع میباشد.در این میان انگلیسی ها به پشتوانه ی عثمانی ها دوباره تاکید کردند تادربرابراراضی ایران به فکر افتد وآنها در تصرف خود درآورد اما انگلیسی ها که به فکر منفعت خود بودندمی خواستندکویت را به تصرف خود درآورندوچنین بود که در سال 1899قراردادی به امضا رسید که سرزمین کویت به تحت الحمایگی انگلستان درآمدواین قرارداد تا سال1963یعنی زمان اعلام استقلال سیاسی کویت همچنان پابرجابود.

تجزیه وفروپاشی امپراتوری عثمانی

یک سال پیش از جنگ جهانی اول در1913 جنوب خلیج فارس به دومنطقه نفوذ انگلیسی ها وعثمانی ها تبدیل شد.باشروع جنگ جهانی اول درسال1914 دولت عثمانی از جمله متحدان امپراتوری آلمان به شمارمی رفت باانگلستان وکشورهای جبهه متفقین وارد جنگ شد.دراین جنگ انگلستان وفرانسه درباره تقسیم سرزمین های عثمانی مذاکرات محرمانه ای داشتند سرانجام دولت عثمانی درپایان جنگ جهانی اول شکست خوردسرزمین آن تجزیه شد.وقلمرووسیع عثمانی به سرزمین کوچکتر یعنی ترکیه امروزی محدود شد.

هلندی ها

هلندی ها دراواخرقرن16اطلاعاتی راجع به تجارت با مشرق زمین به دست آورده ودر تجارت هند شرقی مشارکت داشتند.مسئولان هندشرقی انگلیس درسال1623تجارتخانه ای در بندر عباس تاسیس کردند درهمان سال اولین کشتی هلند وارد بندر عباس شد که این امر موجب نگرانی انگلیسی ها گردیدوطولی نکشید منافع هردوتصادم پیدا کردوبه رقابت بر سر تجارت ادویه ابریشم را به طور وسیع شروع کردند.درسال1623قراردادی بین ایران وهلند بسته شدکه اجازه تاسیس تجارتخانه ای در اصفهان وبندرعباس وامتیازاتی برای تجارت ابریشم پیدا کردندوازپرداخت عوارض واردات وصادراتت کالا نیز معاف شدند.هلنددرقرن17مهم ترین طرف تجارت با ایران بود.آنها تجارتخانه ای در بصره در سال 1645تاسیس کردند که رقیبی قدرتمند در برابر تجارتخانه بندر عباس بود.

رقابت هلندیها وانگلیسی ها

هلندی ها به تدریج در روند تجاری منطقه مفامی ویژه پیدا کردند ورقیبی برای انگلستان شدزیرا علاوه برتجارت ابریشم تجارت ادویه رانیز به انحصار خود درآورد. با مرگ شاه عباس موفعیت انگلیسی ها در برابر هلندی ها روبه کاهش پیداکردزیراحامی بزرگ خودراازدست داد.هلندی هادرسال1639-1640برتری قطعی خودرابرخلیج فارس مسجل ساخت وازآن زمان کشتیهای هلندی دائمادرخلیج فارس درحرکت بودنددرسال 1649 هلندی ها توانستندبصره را به اشغال درآوردندبه همین علت درسال1651پارلمان انگلیس قانونی برای ضربه ضدن به هلندتصویب کردندوسال بعداعلام جنگ کردند سرانجام درسال1654قراردادصلحی بین طرفین به امضا رسیدکه باعث بهتر شدن موقعیت انگلستان شد.درشروع ربع چهارم فرانسه به جنگ با هلند پرداخت وآنها را شکست سختی دادسرانجام درسال1678 قرارداد صلحی بین آن دو وانگلستان وهلند به امضا رسید.درسال1688انگلستان وهلندبا یکدیگر متحد شدند تا از توسعه فرانسه جلوگیری کنند.در سال1638هلندی ها پیشروی کردندجزایر قشم هرمز وکیش راتصرف کردندکه بعداز مذاکرات11ماهه درسال1684ازمراکزاشغالی خارج شدندودرسال11689امتیاضاتی رادریافت کردند.

افول قدرت هلندی ها

از شروع قرن هجدهم به بعدوضع بازرگانی هلندی ها درایران روبه سستی نهاد.بااشغال ایران توسط افغانها وطمع مقامات آنهاهلندی ها برآن شدند تا تجارتخانه های خود را به جزشعبه های بندرعباس وبوشهررا تعطیل کند.بعد ازاتفاقاتی درسال1753هلندی ها مرکز تجارت خودرا باید از بصره به خارک انتقال می دادنددر این زمان پایان کار هلندی ها توسط فردی به نام میرمهنای بندرریگی انجام گرفت.اوشخصی متعصب وسلطه جوبود که در عملیاتهای پی در پی موفق به شکست هلندی ها شد.

فرانسوی ها

در طول قرن 16بین ایران وفرانسه روابط سیاسی وجود نداشت. با سقوط والوادرسال 1589هانری چهارم سلسله بوربون را تاسیس کرد(1589-1610).دردوران لویی13(1610-1643)اوضلع فرانسه بهبود یافت وبه فکر تجارت با کشورهای دور دست افتاد که شخصابه تجارت با خلیج فارسعلاقه مند بود.فرانسه در سال1664کمپانی هند شرقی فرانسه رادررقابت با انگلیس وهلند تاسیس کرداین کمپانی در1668دربندرسورات بودوبه دنبال توسعه نفوذخود به خلیج فارس افتاد.در17اکتبر1665سفربازرگانان به ایران مجاز شدوتا 3سال از پرداخت عوارض گمرکی معاف شدندواجازه تاسیس کمپانی در اصفهان وبندرعباس به آنها داده شد.فرانسه به تدریج رقیب خطرناکی برای انگلیس وهلنددرآمد.درسال1708لوئی چهاردهم قراردادی باسلطان حسین منعقد کردوتجارت فرانسه درایران راتضمین کرد اما با حمله افغان ها کارآنهاموقتا تعطیل شد.اانگلستان هم توانسته بود ازپیشرفت فرانسه درایران وخلیج جلوگیری کند.جنگ 7ساله این دو کشورباعث بدتر شدن شرایط فرانسه در ایران شدوباشکست فرانسه ازانگلستان آنها توانستند به توسعه سیاسی تجاری خود درخلیج فارف بپردازد علت این امربرتری نیروهای دریایی انگلیس بود. تحولات سیاسی فرانسه ومنطقه  باوقوع انقلاب فرانسه وبه قدرت رسیدن ناپلئون بناپارت سیاست خارجی ومنافع ملی کشورفرانسه تغییر کرد.او از بدو به قدرت رسیدن مهمترین هدفش تسخیر هندوستان وگسترش روابطش با ایران بود.این زمان روابط دوستانه ای با شاه پیدا کرد.درجنگ ایران وروس،فرانسه به خاطر اینکه از خاک ایران به هندوستان لشکر کشی کند1805/1220ق به کمک ایران آمددر4مه 1807/25صفر1222پیمان مشترک دفاعی نظامی را امضا کردندوسپس شروع به آموزش نظامی وساخت سلاح نظامی کردندایران که امید داشت به کمک فرانسه بر دشمن پیروز شودمدتی بعد در نبرد فرانسه وروسیه در سال1807وشکیت روس ها وامضای پیمان صلح (قراردادتیلسیت)در7ژوئیه همان سال بین دوکشوروآن دوعملاعلیه انگلیس همپیمان دندوبه همین علت فرانسه از کمک وآموزش ایران دست برداشت درهمین زمانشاه ایران به ژنرال گاردن وهمراهانش دستورخروج ازایران راداد.سال1809قراردادی بین ایران وانگلیس بسته شد که به موجب آن متعهد شدروابطش رابادشمنان انگلیس قطع کند.فرانسه درقرن19اقداماتی برای توسعه نفوذ خوددرخلیج فارس انجام دادندازجمله تاسیس نمایندگی ها«سیاسی»انجام فعالیتها«پزشکی..»تاسیس مراکزبازرگانی واقداماتی درکارهای عمرانی ایران.واز ابتدای قرن20به بعدکشتی های نظامی فرانسه در خلیج فارس متناوب بود.آنهادرسال1889یک کنسولگری دربوشهرتاسیس کردندکه به تلگراف مجهزبودکه هدفش رقابت با انگلیس بود که چندان موفق نبود.باشروع جنگ جهانی اول فرانسه، انگلستان وچند کشور دیگرعلیه امپراتوری آلمان وعثمانی متحد شدندوقراردادی محرمانه به منظورتقسیم مناطق نفوذآنان به امضارساندندوپس ازشکست آنهاوپیروزی متفقین طبق قرارداداستعماری سوریه ولبنان جزومناطق نفوذی فرانسه تعیین شدوبعد ازآن انقلاب اکتبر1917روسیه فرصت مناسب تری برای تحرکات سیاسی اقتصادی فرانسه در خلیج فارس وخاورمیانه را فراهم کرد.

 روس های تزاری

یکی از ویژگی های قابل توجه روسیه در خلیج فارس نزدیکی جغرافیایی به منطقه بود.به همین علت روسیه وانگلیس درطول دو قرن18و19رقابت های سختی بر سر خلیج فارس داشتند.روسها توجه خاصیبرای دسترسی به خلیج فارس،عمان واقیانوس هند داشتند.که رقابت دو کشور را تشدید کرد.روسها از سال1880به بعد اقدامات زیادی در نواحی مختلف خلیج فارس انجام دادند.مثل تاسیس کنسولگری ها،فرستادن بازرس نظامی به شهرهای ایران وانجام تبلیعات ضد انگلیسی.سال 1887بین ایران وروس بسته شدکه بدون رضایت دولت روس مجوز احداث راه آهن به هیچ شرکت خارجی ندهد.

 سال1896باشیوع بیماری طاعون روسها به بهانه کنترل بیماری در خلیج فارس چندین مرتبه به مناطق آن مسافرت کردند،هدفشان پیگیری علایق سیاسی اقتصادی در تنگه هرمز وخلیج فارس بود.

راهبردهای منطقه ای روس

 راهبردسیاست خارجی روسها در سال 1895-1900تاسیس پایگاه دریای در خلیج فارس وایجا خط راه آهن از شمال تا جنوب ایران برای دسترسی به اهداف وجابه جایی آسان تر نظامیان خودهمچنین آنها توجه خاصی به کویت داشتند واجازه ایجاد راه آهن ازشام(لبنان) تاکویت را می خواستنداما با نفوذ انگلیسی ها موفق به این اعمال نشدند.آنها در1899قراردادخودباایران را درارتباط با راه آهن 10سال تمدید کردند.روسها برای رقابت با انگلیس بر سر خلیج فارس وایران کارهای متعددی(دادن وام به کشورها،تاسیس مکانهای پزشکی و..) کردند.درسال1901یک سر کنسولگری دربوشهروبصره تاسیس کردنددراین سال عملکرآنهادرخلیج وایران بسیار پیشرفت کرد باکنسولگری های متعددوحمل ونقل دریایی آنها نیز بسیار توسعه پیداکرد.

چالش های روسیه وانگلستان

درسالهای اولیه قرن20رقابت انگلستان وروسیه شدیدشد.پس از جنگ دریایی روسیه وژاپن (1904-1905)وشکست روسیه، روسیه مجبوربه مذاکره با انگلستان درارتباط بامناطقنفوذش در ایران شد.براساس این موافقت نامه بخشی از ایران(قصرشیرین،اصفهان،یزدوذوالفقار)به منطقه نفوذ روسیه وبخش دیگر (جنوب شرقی بندرعباس،کرمان،بیرجندوگازیک)منطقه نفوذ انگلستان ومتعهدشدندمانع منافع یکدیگرنشوند.رقابت این دو بعد از این قرارداد برسر خلیج فارس وایران به صورت پنهانی ادامه پیداکرد.باشروع جنگ جهانی اول (انگلستان.روس باآلمان.عثمانی) با این که ایران بی طرف بودباز هم به خاک ایران تجاوز کردند.پس از جنگ درسال1907قراردادی بین انگلیس وروسیه بسته شد.بدین ترتیب باامضای این موافقت نامه سرزمین ایران به دو منطقه نفوذی میان استعمارگران وامپریالیست های کهنه کار تقسیم شد.وقوع انقلاب کمونیستی درروسیه تزاری دراکتبر1917توازن قدرت درخلیج فارس وایران رابه شدت به نفع انگلستان تغییردادبراین اساس عملکردها تغییر کردبه گونه ای که دردسامبر1917ودوماه پس از انقلاب روسیه رژیم جدیدبلشویک این توافق نامه ها وپیمان های مشابه آن راافشانمودوآنهرا لغووبی اعتباراعلام کرد. بدین ترتیب پرونده استعمار روسیه تزاری درخلیج فارس وایران بسته شد.

آلمانی ها

توجه آلمانی ها به خلیج فارس به اواخر قرن19بازمی گردد.اولینن تماسهای آلمانی ها با خلیج فارس مانند کشورهای اروپایی ازطریق روابط ومبادلات تجاری آغازشد.درسال1895عملکردنفوذی آلمان درمنطقه بیشتر شد به گونه ای چند تجارتخانه درخلیج فارس تاسیس کردندکه مهم ترین آنهاشرکت ونکهاوس بودکه توسط جوانی آلمانی به همین نام تاسیس شدکه با رونقش بعدا نمایندگی های دربندرعباس،بوشهر،خرمشهر،بصره وبحرین راتاسیس کرد.

راه آهن هامبورگ-بغداد وخط کشتیرانی خلیج فارس

دولت آلمان در سال 1897دربوشهر یکنایب کنسولگری تاسیس کردکه خیلی زود به کنسولگری تبدیل شد.اهداف اصلی آلمانهاطراحی واجرای راه آهن بغدادبوددرپی این امر قراردادی در سال 1899بین آلمان وعثمانی بسته شد که

 می توانستنداین راه آهن را تاخلیج فارس ادامه دهندوپایانه آن را دربندر کویت تاسیس کنندکه با اعتراض شدیدانگلیسی ها روبه رو شدندواین امر به بعد موکول شد.شرکت تجاری ونکهاوس حوزه فعالیت های خود را بسیار گسترش داداما در مقابله با انگلستان مجددا شکست خوردند.بعد از این شکستها آلمانی ها توجه خود را به جزیره ابوموسی معطوف کردندزیرا این جزیره از مراکز مهم صید مروارید وهمچنین معادن غنی خاک سرخ وگوگردرادارا بود.بعد از مدتی بهره برداری از آنها به شرکت ونکهاوس دادندکه با این امر انگلیسی ها اعتراض شدیدی کردندوبا یک عملیات جنگی نظامی آنها را از جزیره بیرون کردندواستخراج از معادن رامتوقف کردند.بعد از این امر آلمانی ها به سرویس کشتی رانی درمسیر خرمشهر-اهوازروی آوردندکه تا شروع جنگ جهانی اول بیشتر دوام نیافت.ازدیگر فعالیت هایشان ایجاد خط کشتیرانی به نام هال بودکه مقصدش خلیج فارس بوداما فعالیت این شرکت نیزتا ابتدای جنگ جهانی اول ادامه داشت.

جنگ جهانی اول ولورنس آلمانی

از جمله وقایع مهم منطقه درجنگ جهانی اول نقض بی طرفی ایران در این جنگ بودبااین عمل سرزمین ایران راموردتاخت وتازقراردادندکه درطول جنگ ایران دوبارتصمیم به تغییرپایتخت کردهمچنین در این جنگ خسارات بسیار زیادی به ایران وارد شد.ازاوایل جنگ ازطرف دولت آلمان افراد وگروه های مختلفی به منظور تبلیغات ضدانگلیسی وعملیات جاسوسی به شام-یمن-مصر-ایران-خلیج فارس وافغانستان فرستاده شدکه با این کار خلیفه سنی ها فتوای جهاددادند،مجتهدان شیعه هم فتوای جهادبرضد روسیه انگلستان وفرانسه اعلام کردند.ازجمله کارهای مهم شان که توسط عشایر مرزی انجام دادند انفجارخط لوله مسجدسلیمان- آبادان بود که ضربه بزرگی به انگلستان ضده شد،که این خط به مدت 5ماه از کار افتاده بود .قسمت اعضم موفقیت های عثمانی در1916مدیون ابتکارات واسموس یکی از افراد آموزش دیده در زمینه ایجاد همبستگی بوده.بالاخره روند جنگ به نفع متفقین تمام شد وآلمانها شکست خوردند.با شکست وتسلیم امپراطوری آلمان در برابرمتفقین و خصوصا امپراتوری استعماری انگلستان پرونده ی فعالیت ها واقدامات نفوذی آلمان نیز در خلیج فارس بسته شد.

اقدامات مفید ومضرآلمان هادر ایران چه بود؟       

 

[ دوشنبه 1391/08/15 ] [ 11:49 AM ] [ ثریا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ